Me, myself & I

این گوشه کوچک از دنیا تنها مال من است

نیکولای غریبه
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱ 
اگر به خاطر ریش طلایی چند روزه اَش نبود فکر می کردم یک پسر بچه است که آرام روی صندلی عقب خوابیده است. از رانندگی در چنین جاده زیبایی لذت می برم، بی نیاز ازتوقف می توانم ساعت ها رانندگی کنم . چند متر برف چند وقتِ پیش جایش را به مخمل سبز گلداری داده، غرق موسیقی هستم که می بینمش. کنار جاده ایستاده و روی یک تکه کارتن نوشته « تورنتو»، در خط میانی جاده و با سرعت 110 رانندگی میکنم، در کمتر از چند ثانیه هزاران سیناپس در مغزم می گذرددخترِبی پروایِ دیوانهُ درونم میگوید بایست! می گویم اگر آدم خوبی نباشد!؟ می گوید گفتم سرعتت را کم کن! می گویم نه خطرناک است! - زود باش خطت را عوض کن! نه به من چه که سوارش کنم؟ سمت راست مغزم تصمیم می گیرد که حق را به او بدهد و از او فرمان ببرد! از قرار معلوم سمت چپ مغزم از قبل شروع به بررسی موقعیت کرده بوده و من بی آنکه بفهمم چگونه، خطم را تغییر می دهم و می ایستم و سوارش می کنم.
از سفر 3 ماه اروپا برگشته، ازهر دری صحبت می کنیم و بعد ازچندی خوابش می برد. در آینه نگاه می کنم ، گمان کنم که خواب می بیند حتماً خواب خانه را که پس از مدت ها دلتنگش است. -دیدی؟ چه خطری داشت؟ازهم سفری با این چهره دوست داشتنی چه لطمه ای جز یاد گرفتن چیزهای جدید به تو رسید؟ می گویم ریسک داشت. می خندد و اَدایم را در می آورد -ریسک می کنی اگراز خودت بودن دست برداری، قلبت به آرامی خواهد ایستاد اگر شیفته نباشی، نفَسَت خواهد گرفت اگر درها را به روی نشناخته ها ببندی. مرگت حتمیست آنگاه که از نو نیاموزی. قلبت از تپیدن می ایستد اگرپاسخ لبخند رهگذر را ندهی...گوش می کنم ، مرا از خودم بهتر می شناسد ومثل همیشه حق با اوست.

Words of the day

Flimsy

a: lacking in physical strength or substance; having little worth or plausibility "a flimsy excuse"

Fishy odd or very suspicious, questionable

Phony  not genuine or real: as a (1): intended to deceive or mislead (2) intended to defraud :  b: arousing suspicion probably dishonest


کلمات کلیدی: حکایات من