Me, myself & I

این گوشه کوچک از دنیا تنها مال من است

بار دیگر شهری که دوست می دارم
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٤ 

آسمان شهر من آبی است، رودخانه هایش پرآبند و خیابانهایش رنگارنگ. زندگی در رگهای شهرمن و مردمش جریان دارد. اینجا ماشین ها بوق ندارند. کسی عجله ندارد، گلاویز شدن و ناسزا گفتن در خیابانها، روزمره نیست، غریبه ها به هم لبخند می زنند و به هم راه می دهند. بوسیدن جرم نیست. اینجا مردم کار می کنند که زندگی کنند، هر چه از صبح تا عصر پول در می آورند، از عصر تا فردا صبح در کافه هاو رستورانها و ...خرج می کنند. مونترال که زندگی کنی،  خیلی کم پیش می آید که دلت بگیرد. تابستان این شهر خواب ندارد. اینجا آدمها، قدر لحظه لحظه زندگی را میدانند و به هر بهانه جشنی می گیرند. در سال بیش از چند صد جشنواره وجود دارد. یکی ازاین فستیوالها، بزرگترین جشنواره جاز دنیاست. هر سال حدود دو میلیون نفر در برنامه های این فستیوال شرکت می کنند. همه جور آدم از بچه های کوچولو با صورت های نقاشی شده قلم دوش مامان باباها، جوانهای عاشق در آغوش هم، میانسال و پیر، خانوادگی یا تنهایی و از هر رنگ و ملیتی که بخواهی توی جمعیت هست. اما بیش از همه، توجه من به تعداد خیلی زیادِ آدمهای میانسالی جلب می شود که تنها می آیند و بینهایت شاد و سرخوشند، خانمهای همسن و سال مامان من یا خاله هایم...می رقصند و می نوشند و خوشند... نمی توانم هیچکدام از زنهای میانسالی را که می شناسم را تصور کنم، با لباسهای رنگی شاد و یک لیوان آبجو، توی جمع چند هزار نفر تنها بیاند و بالا پایین بپرند و برقصند و خوش بگذرانند، من عاشق این شهر و آدمهایِ همیشه جوانِ پر از شورِ زندگیش هستم.

  

http://www.montrealjazzfest.com/Fijm2008/accueil_en.aspx

 http://en.wikipedia.org/wiki/Montreal_International_Jazz_Festival

 

Word of the day:

Sugar daddy: An older man who is able to gain a younger woman by having lots of cash and assets. The younger woman is known as a 'gold digger'.
A sugar daddy is generally being used by the 'gold-digger' for his house, cars and clothes money. 


کلمات کلیدی: کانادا