Me, myself & I

این گوشه کوچک از دنیا تنها مال من است

از سلسه خوابهای ناموسی من
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۱ 

ساعت 12 شب و من با دوستی بیرونم. کسی بهم خبر می دهد خواهر کو چکم زاییده، من در حالی که از خوشحالی دارم بال در میارم، همش پیش خودم فکر می کنم که الان بیمارستان راهم می دهند؟ اگر ندهند تا صبح چی کار کنم... صبح بیدار که می شوم غصه می خورم که این فقط خواب بوده و به ناخودآگاهِ روشنفکرم افتخار می کنم که اصلا برایش مهم نبود خواهرم ازدواج نکرده یا پدر بچه کی بود!

در یک ساختمان نیمه کاره از پله ها دوان دوان بالا می روم و از دست مردی که دنبالم می کند فرار می کنم. مرد به من می رسد و به من تجاوز می کند. صدای پاهایی از بیرون ساختمان می آید اما هر کاری می کنم نمی توانم داد بزنم و کمک بخواهم. از طرفی می خواهم خودم را نجات بدهم از طرفی دارم لذت می برم! بیدار که می شوم از آن همه س.ک.س و دویدن خسته ام!

Words of the day:

 Snobby someone who looks down upon people that they see poorer or lower than them in class. usually new money with no class. usually wearing tacky abercrombie thinking that they are rich while actually they are not even close.

Jetset:  Lifestyle that involves freely travelling to major cities of the world and always going for the most expensive accomodation. Synonymous with Haute couture, aristocracy etc


کلمات کلیدی: +18 ، حکایات من