نا خواسته بودم. نطفه ام در یک شب گرم خرداد ماه، در اثر یک اشتباه محاسباتی بسته شد.
پایانم هم نامعلوم ، شاید دور و شاید نزدیک، تصادفی یا طبیعی، بیمار و رنجور یا لبخندزنان، ... هیچ نمی دانم. برای من آنسوی این پایان، شروعی دوباره نیست. در این قرعه، مادر طبیعت مرا انتخاب کرده است. میانِ بی ارادگی آغاز و تردید پایان، لحظه لحظه بودن را، همچون بهترین شراب، بو می کشم، در دهان می چرخانم، مزه مزه می کنم و با آن سرمست میشوم.به سلامتی !