Me, myself & I

این گوشه کوچک از دنیا تنها مال من است

بربادرفته
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٥ 

نشسته ام روی نیمکت پارک، چند تا بچه ٣-۴ ساله سر تا پا خاکی و گِلی، همراه مربی مهد کودک تو حوضچه پر از شن پارک مجسمه و قصر ماسه ای می سازند. کودک سرکوب شده درونم با حسرت نگاهشان می کند ، بغض می کند. صداهایی توی سرم می گویند «نکن، اَخِه، ایش کثیف شدی! خیس شدی! گِلی شدی، مریض می شی...» کودک مچاله درونم را می بوسم، اشکهای حسرتش را پاک می کنم، کفشهایش را در می آورم و با هم پابرهنه روی چمنهای پارک قدم می زنیم...  

Words of the day:

Piggyback ride  to ride on someone's back and/or shouldersقلم دوش


کلمات کلیدی: حکایات من